خرید بک لینک
ناله نمیکنماز تو دل کندم، دگر ناله نمی‌کنمقصه ما شد تمام، ناله نمی‌کنمتو که رفتی و با خود بردی عشق مرامن ماندم و خاطره، ناله نمی‌کنمدیگر از تو طلب عشق نمی‌کنمتو شدی زهر، دوا نمی‌کنماعتمادم را گرفتی، رفتی و شکستیمن شکسته، شکسته، ناله نمی‌کنمتو جهنم شدی برایم، ای کاشهیچوقت تو را نمی‌شناختم، ناله نمی‌کنمبه دروغ‌های تو قسم خوردم،به نگاه‌های تیره ات، ناله نمی‌کنمخنده‌های تو فریبم داد،ای کاش فریب نخورده بودم، ناله نمی‌کنممن به یاد تو هر شب گریه می‌کنماما دیگر به تو التماس نمی‌کنمتو رفتی و من تنها ماند

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

کشتی هدایت

تو تنها یاور نبی ای علی
پناه و تکیه‌گاهش باشی علی
مبارک بادا این جانشینی‌ات علی
گواه امامتت باشد غدیر جلی

غدیر باشد دریای جوشان هدایت
و تو علی، ناخدای کشتی نجات
در این بحر پر فیض و انوار
تو هستی راهبر ما تا رستگاری و قرار

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

سلام بر محرم

سلام بر محرم، ماه ماتم و غم
سلام بر حسین سالار شهیدان عالم
امسال محرم، در محرم گشته با شهدا
بوی کربلا پیچیده، در دل‌ها و جان‌ها

مادران و خواهران، زینب کبری گشتند
با صبر و ایثار، راه او را سر گشتند
سلام بر جان جانان، آن پرکشیده
بر لب‌های خشکیده، بر خون چکیده

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

کودک شیرخوارلالالا بخواب ای کودک شیرخوار کرب و بلاآرام جان ای غنچه‌ی نشکفته‌ی دشت بلالالالا ای عزیز نور دیده‌ی ربابآه ای علی‌اصغر، جان بابا...ببین که کودکان شیرخواره‌ی ماز دست حرمله‌ی زمانه شهید گشتندهر گوشه‌ای مادری عزادار و دلخوناز این ستم زمین و زمان گشته محزونرباب‌های شهرم ز مادرت درس عاشورا آموختندصبر و فداکاری از عمق جان آموختندنام تو جاری‌ست بر هر لب، بر هر دلای شیرخواره‌ی تشنه، ای نور محفللالالا بخواب ای غنچه‌ی پرپر شدهداغ تو تا ابد بر دل‌ها نشستهیاد تو زنده است در هر سینه، در هر نگاهای

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

بخواب مادرشعری تقدیم همه مادران سرزمینم که فرزندشان در حادثه اسکله رجایی از دست دادند.لالالا کجایی ای حبیب دل مامالالالا کجا خوابیده ای نور دیده مامابچرخم من ، بگردم من توی آتیش هابه هر خاکستر که میرسم می جویم تو راکجایی گل نازنین باغم، امیدم؟درکدام گلستان آرمیده ای جانم، نویدم؟لالایی خوانم و اشکم روان است چون سیلتمام شهر از داغم گران است و سنگین چو میلکجایی ای عصای دست خسته و پیرم؟دلم از هجر روی تو شکسته، ای امیرم!به هر سو می دوم با قلب سوزان و بی تابنشانی از تو جویم، ای عزیز رفته از خوابصدای گ

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

یادگار دلبعد من کی برایت آهنگ بخونه ای یار دیرین؟کی غیر از من غزل‌های عاشقانه بخوانه با قلب حزین؟شب‌های تنهایی‌ات را کی کند از غم رها؟کی شود همدم و همراز تو در هر ماجرا؟بعد من کی کارهایت را همه بر عهده گیرد؟کی چو من با عشق بار زندگی از دوش تو گیرد؟خانه‌ی ما را که بودم پر ز شور و حال بودی؟کی شود بعد از من او، غمخوار تو ای خوب‌روی؟هر چه بود و هر چه هستم وقف چشمان تو بودکی شود بعد از من این دل بی‌قرار و در وجود؟بعد من کی تب کند از شوق دیدارت نگارا؟کی شود بیمار چشمت ای دوای دردها ؟آن نگاه مهربانم کی

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

حالی نپرسیدیتو دوری و در اوج غروری صنمایک ماه گذشت و حالی ز ما نگرفتی صنماآن عهد و وفایی که چنین سهل شکستیانگار که نه انگار ما بودیم و تو رفتی صنماهر شب به امید تو در بستر غم خفتمبیداری و خوابی حالی ز ما نگرفتی صنماصد قصه نوشتیم و به بادی نسپردیمنامی نبردی حالی ز ما نگرفتی صنماما با تو هم نفس بودیم و با عشق تو محشوریک بار نگفتی چگونه روزها را به سر کردیم صنماپاییز رسید از سفر و برگ خزان شداز ما نپرسیدی چگونه روزها را به سر کردیم صنماآسیمه و آشفته و دل‌خسته و تنهادر کنج قفس حالی ز ما نگرفتی صنماآ

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

محمدشفیع دریانورد - دعای دلتو دعای دل من بودی و مستجاب شدیآسمان دل من بودی و مهتاب شدیآمدی تا که دلم خانه‌ی تو و ماه شبم شدیدل من پیشکش تو، چه خوش انتخاب شدیبس که در تابش چشم تو به دام افتادمهمچو ماهی که در اندوه تن آب شدیاین چه سحری‌ست که در جان خرابم افتاد؟این چه خوابی‌ست که بیدار و چو مهتاب شدی؟خواهش از من به دلت بود که بیدار شویتو به لبخند نگاهت چه خوش از خواب شدی

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

محمدشفیع دریانورد'>دریانورد _ چوک دریاحنای پاهایم از خاک سرخ آنجاستکه هر گامم ز آن، در رقص و شور و غوغاستاهل شعرم، در کنار ساحل آرامکه هر واژه، ز جانم می‌تراود همچو یک پیغامذوق شعرم، با نوای مرغان دریایی بیداربه هر موج خروشان، می‌شوم من یک بارقلم در دست من، بر دفتر دل می‌نگاردز شور و شوق دریا، دل چو دریایی می‌آردنسیم شرجی، گیسویم را نوازش می‌دهدو در گوشم، ترانه‌های هرمز را می‌دمدمنم آن چوک دریا، آن همدم ماهیانکه با شعر و سرود، دل می‌نهم بر این جهان

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

محمدشفیع دریانورد - من آمده امای دل‌آرام حسین، ای آرزوی جان‌هامن از جزیره هرمز، از دیار مرجان‌هاآمدم تا در حریم قدس تو مأوا بگیرمبا نگاهت، از تمام غصه‌ها شفا بگیرممن زائرت هستم آقا، با دلی پُر از غمبا امیدی که به کربلایت می‌آید هر دمآمدم از قلب دریا، از آن آبی بی‌کرانتا ضریحت در بغل بگیرم، ای شَهِ مهربانسینه می‌کوبم به عشق تو، که قلب عالم استاین دل ویران، ز عشق کربلایت ماتم استهر قدم که برمی‌داشتم تا صحن و سرایتمی‌کشیدم در خیالم، درد و رنج نینوایتمثل خرما به نخیل است ضریحت، اربابآن‌که شده دستش ا

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 8:30

صفحه بندی